مولف ناشناخته

334

تاريخ شاهى ( فارسى )

مىكند هر دم به خاك خطهء كرمان سپهر * در پناه ساحت دين ، روز آخر اقتدا ششصد و شصت و شش از هجرت گذشت و تازه كرد * عصمت حق رونق اسلام ازين عالى بنا ( از جغرافى حافظ ابرو ) اصولا سرگذشت اين زن در كرمان جنبه افسانه‌آميز به خود گرفته و علت آن نيز مبهم بودن روزگار اوليه اوست كه از كنيز بودن او آغاز مىشود ، منتهى كنيزكى اسرارآميز . مرحوم قزوينى مىنويسد : « عصمة الدين قتلغ تركان ابتدا سريت سلطان غياث الدين خوارزمشاه بود ، و سپس براق حاجب او را بچنگ آورده بعنوان سريّت يا منكوحه گرفت ، و پس از فوت براق حاجب ، برادرزاده‌اش قطب الدين - نمىدانم بمقتضاى چه مذهبى و طريقه‌اى - زن عم خود را بنكاح آورد . ( يادداشت‌هاى قزوينى بكوشش ايرج افشار ج 1 ) بنده بايد اضافه كنم كه اين براق نه تنها كنيزك خاص سلطان غياث الدين را گرفت ، بل مادر غياث الدين را هم ، به شرحى كه در مقدمه گفته‌ايم به زور گرفت و شب زفاف ، زره در زير قبا پوشيد و به حجله رفت . آخر كار غياث الدين و مادرش هم كه معلوم بود ! در متن اين كتاب ( ص 96 ) ياد شده است كه تركان خاتون را « حلال خاتون » مىگفتند و اهل ختا بود و سلطان علاء الدين محمد [ بن ] تكش او را اسير كرد و بعد از آشفتگى دربار خوارزمشاهى « در دست تجار مىافتاد ، . . و پيرى اصفهانى بازرگان ، حاجى صالح نام ، او را دريافت و به ارادتى هرچه تمامتر به تحصيل او شتافت . . . » و سلطان غياث الدين وقتى در اصفهان بود او را خريد و عقد بست و در گرفتاريهاى بعدى بشيخ موفق معمر در اصفهان سپرد ، اين شيخ يگانه موفق معمر كه صاحب تاريخ نام